ِِِ آغــوش گــــــــــــرم ِِِِ

چه خبر از دل تو . . . . . . ؟؟؟؟


چه خبر از دل تو....؟
نفسش مثل نفسهاي دل کوچک من ميگيرد...؟

يا به يک خنده ي چشمان پر از ناز کسي ميميرد...؟
چه خبر از دل تو....؟

دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من ميگيرد....
مثل روياي رسيدن به خدا....
همه شب تا به افق
دل من نيز به آزادگي قلب تو
..........پر ميگيرد

[ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ] [ 14:19 ] [ ... ] [ ]


حال من خوب است........

 
 
حــال ِ مــن خــوب است

امــا

عــالی می شــوم

وقــتی کــه

تــــو…

با نگــرانی در آغوشــم می گــیری و می گویــی :



” نــه عــزیزم ، تو خــوب نیســتی
[ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 15:18 ] [ ... ] [ ]


شعر اخرین جرعه از فریدون مشیری........

 

لطفا برین ادامه مطلب شعر فوق العاده ایه ارزش خوندن داره


برچسب‌ها: این شعر مورد علاقه منه
ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 12:32 ] [ ... ] [ ]


دل من بسوزد..

 

عکس های عاشقانه وزیبا

گفتی که مرا دوست نداری


گله ای نیست

بین من و تو


عشقه

فاصله ای نیست.

گفتم که کمی صبر کن

و گوش به من ده

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست.

رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست.

[ دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ] [ 0:2 ] [ ... ] [ ]


اغوشــــــــــــــــ او

 

 

 

حــــــســـ خـــوـبــــیـہ بـــہ خـــوבتــــ مــیـآے

و مے بینے بـــہ کـــسے


کـــہ رهَـــآ تـــ کـــرבهـــ

بـــב جـــوریے بهتـــ ظـلمـــکـــرבهــ ،


בیگـِــہ نـَــہ

نـــیازے בآرے و نـَــہ احســـاســـے ...

وَلـَــــے اوـטּ از بـــے تو بـــوבטּ مـــیمیـــره

 

 

آغوش تو گناه نیست
 
    من در آغوش تو آرامش یافته ام
 
            که هیچ گناهی با
 
                       آرامش مانوس نیست
 
    آغوش تو گناه نیست
 
                  من در آغوش تو امنیت
 
      را احساس کرده ام
 
                     که در هیچ گناهی امنیت
 
                         محسوس نیست
 
آغوش تو گناه نیست

[ پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ ] [ 13:26 ] [ ... ] [ ]


دلم گرفته....

همه مرا با خنده ی بلند میشناسند !
بیچاره بالشم !
با گریه های بیصدا . . .

[ چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ] [ 18:29 ] [ ... ] [ ]


عکس های عاشقانه و رمانتیک | عکس عاشقانه | عکس احساسی | عکس عاشق تنها | عکس عاشقانه دختر تنها | عکس احساسی دختر و پسر | عکس رمانتیک و عاشقانه | عاشقانه | عکس عاشقانه غمگین | عکس عاشقانه دختر و پسر | love | عشق

 

دلم یک جای دنج میخواهد

آرام و بی تَنِش

جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! 

تا آدم گاه

ی آنجا آرام بگیرد 

مثلا آغوش تو !

 

سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی 

و گاهی

آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . .

[ سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ] [ 18:52 ] [ ... ] [ ]


 

 

 

[ جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ] [ 19:54 ] [ ... ] [ ]


پسرا چه جورین؟؟؟؟

همه میگن : نمیشه از کاره دخترا سر در اورد ولی من میگم:بیشتر نمیشه از کاره پسرا سر در اورد؟!

واقعا پسرا چه جورین؟

 اونا هم موقع خواب همش با خیال کسی که دوس دارن سر میکنن؟

اوناهم وقتی تو یه مغازه ای یه چیز خیلی قشنگ میبینن به این فکر میکنن که کاش میتونستن اونو برا عشقشون بخرن؟

پسرا هم بعضی وقتا از همه چی و هیچی دلشون میگیره؟

اصلا پسرا هم بعضی وقتا دلشون میخواد یکی به حرفاشون گوش کنه؟

اونا هم  وقتی دلشون ازهمه چی و همه کس پره دوس دارن فقط یه نفر (کسی که دوسش دارن) پیششون باشه؟

اونا هم گاهی اوقات براشون اتفاق میوفته که از روی دلتنگی اینقدر بی قرار بشن که رو زمین و زمان بند نشن؟ 

واقعا پسرا چه جورین؟اونا احساس دارن؟؟؟


برچسب‌ها: لطفا پسرا ج بدن و دخترایی که همدردن و یا سر از کار
[ جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ] [ 19:19 ] [ ... ] [ ]


اغوش خدا

 

 

مرد باید

وقتی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه


وایسه روبروش بگه


تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن


حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی


بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه


حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد


آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه


همونجا باید بغلش کنه


نذاره تنها باشه


حرف نزنه ها , توضیح نده ها


کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها


فقط نذاره احساس کنه تنهاست


مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه
با بغلش !!

 

62040115644826598161.jpg

عیب نداره ...
عیب نداره که " تنهایی
"...
عیب نداره که شبا بدون " شب بخیر " می خوابی
...
عیب نداره که جمله ی "دوستت دارم " رو نمیشنوی
...
عیب نداره که دلش دیگه برات " تنگ " نمیشه
...
...
عیب نداره حرفاتو باید تو تختت با " خودت " بزنی
...
عیب نداره زیره بارون بدون ☂ ، باید " تنها " خیس شی
...
عیب نداره که کسی نیست " درد " هاتو بهش بگی
...

عیب نداره گلم ، " خدا بزرگه " اونم تنهاست ، بدون شب بخیر می خوابه ، دوستت دارم های تورو میشنوه و دلش برات برات تنگ میشه
!
حرفاتو به اون بزن ، زیره بارون باهاش قدم بزن ، به درد و دلت گوش میده !!


[ پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ] [ 14:56 ] [ ... ] [ ]


مطالبی از نر گس ح(دختر عمه ام)

من در سرزمین قلبت. مثل یک مترسک بودم.

نقش من دور کردن کلاغ ها بود که مبادا به سبزی باغت لطمه بزنند

من با ارزش بودم....

اما تا وقتی که باغبانت از راه برسد

.....................................................

همین که برف بارید در نگاه خیس پنجره یک

تصویر نمایان شد

یک پیاده رو که نیمکتی زیره یک تیره چراغ برق داشت

و نیز منی بود که روی نمیمکت نشسته و

تنهایی اش را (هاااا) میکرد!

کاش تویی باشد تا دست سر منی را که بجز با (هااا) گرم نشده!

در دست های مردانه ی خویش گرم نگهدارد

.............................................................

دستانت را مشت کردی و پرسیدی: گل کدام است؟

به یکی از مشت هایت اشاره کردم تا گل نمایان شود

قبل از باز کردن مشتت گفتی: نام گل زندگی ات در مشتت هست!

من بی صبرانه منتظر نتیجه بودم اما...

صدای جیغ  لاستیک ماشینی و پرتاب شدنم به سمت پیاده رو  و فریاد تو...

هرچند که حالا با تکه کاغذ در دستم که نام من بر روی انها نوشته شده و اخرین یادگاری تو برای من است در حیاط بر روی نیمکت تیمارستان نشسته ام با اینکه دیگر یک طرف بازی نیست

اما...

اما صحنه ی جان فدا کردنت در کف خیابان برای لحظه ای ارامم نمیگذارد.!

....................................................

امروز دوباره برای خودم یک مرد برفی شبیه تو ساختم

باهمان ویژگی ها

سرد اما دوست داشتنی!

یخی اما مهربان مثل لبخندش

وگرچه در ظاهر خشک و بی روح!

اما از درون گرم و پر شور

و همه ی این ها مال من است فقط مال من!

به جز بایک تفاوت...

توهرگز نمیروی

نه از پیشم...

نه از قلبم...

حتی با هیچ افتابی!

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:6 ] [ ... ] [ ]


[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 17:40 ] [ ... ] [ ]


من داغونم..........

وقتی کسی را عاشق خودت میکنی...


در برابرش مسئولی...


در برابر اشک هایش...


شکستن غرورش...


لحظه های شکستن در تنهایی...


...واگر یادت برود!!


در جایی دیگر سرنوشت به یادت خواهد آورد..

 

..................................................

سخت ترین کاردنیا میدونین چیه؟

بی محلی کردن به اونی که دوسش داری...

 

.................................................

دخترکه باشی یه مردمیخوای که هروقت بریدی محکم بغلت کنه وبگه دیوونه تومنوداری،من مثل کوه بشتتم،اخماتوبازکن...

وقتی داری گریه میکنی بادستای مردونش اشکاتو باک کنه وبگه کوچولو نبینم دیگه این مرواریدای ناز ازاون دوتاالماس خوشکل بیفتن وتا یه دل سیرنخندونتت ولت نکنه

براش نازکنی،نازتوبخره

وقتی باهاش قهرمیکنی وبهش میگی خداحافظ برای همیشه ،به جای اینکه بگه هرجورراحتی بگه دیوونه مگه من تو رو ساده بدست آوردم که ساده بزارم بری؟؟

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 13:38 ] [ ... ] [ ]


چقدر صبوری کنم.....

من صبورم اما...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم


اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم

تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم


و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک

مغمونم


من صبورم اما...

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم


بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که

تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم


من صبورم اما...

این بغض گران صبر نمی داند چیست !!!

من صبورم اما...


به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم


اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم


تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم


و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک مغمونم


من صبورم اما...


بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم


بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که

تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم


من صبورم اما...


این بغض گران صبر نمی داند چیست !

[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 13:26 ] [ ... ] [ ]


$$$تنهایی$$$

و تنهـــا همـــــــــــدرد یک لیوان نسکافــــــــه داغ!
تا عـــطرش مرا از دردهایم فــــــــــارغ کند ..
چه سخـــــت است نه؟!
وقتی که بــــوی عـــــطر تــنــی نیست
تا تسکین درد هایت باشد؛
آدم به عـــــطر یک لیوان نسکــــــــــــافه دل ببندد…!


..................................................................................

 

همانند کودکی هق هق میکنم که مادرش او را تهدید کرده
که اگر بار دیگر اشک بریزد او را میکشد !

...................................................................................

 

دراز میکشم
خیره میشوم به سقف
اشکهایم میچکند
سر میخورند و میروند به جایی که تو همیشه میبوسیدی …

..................................................................................

 

یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات و دلتنگیات
میشــه یه جمله
که میکوبن تو صورتــــت
“بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم “

..................................................................................

 

در سینه ام زخم های عمیقی هست ؛
انگار کسی مرا با زیر سیگاری اشتباه گرفته …

.................................................................................

 

غم انگیز است…
شب از پهلویی به پهلوی دیگر شوی
ببینی تاریکی
از جای خود تکان نخورده است !

...............................................................................

 

دلم را

به روی عالم و آدم بسته ام

مگر ” دلبستگی ” همین نیست؟

[ سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 20:49 ] [ ... ] [ ]


اغوش گرم......

خدایا.........

توکه اینقدر مهربونی تو که اینقدر بهم محبت کردی...... اینقدر بهم نعمت های بزرگ دادی

یه خوبی دیگه هم بکن.! من اینارو نمیخوام.......من فقط................

یه چیز مهربون میخوام  یه چیز پر ارامش.....

من...........

یه آغوش گرم میخوام!

[ شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 23:7 ] [ ... ] [ ]


بـه خـودم میـگویـم: قـوی بــاش …


بـه خـودم میـگویـم : مهـم نیستــــ …


بـه خـودم شـکـ کـردن را مـی آمـوزمـ …


آیــا واقعـا ارزشـش را داشتــ یــا دارد ؟!


بـه خـودم میـگویـم : همیــشه وقتــ هستــ بـرای فرامـوش کـردن …


حداقـل بـه انـدازه بــاقـی مـانـده ی عــمرم …


ولـی تــه همـه ی ایــن هـا ایـن استـــ …


مـن غمگیـــنم …


[ شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 23:0 ] [ ... ] [ ]


لحظه ی دیدار..

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
 
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های ! نپریشی صفای زلفم را، دست
آبرویم را نریزی، دل
- ای نخورده مست -
لحظه دیدار نزدیک است

[ جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 20:36 ] [ ... ] [ ]


کدامین اسمان؟؟

آنگاه که غرور کسی را له می کنی...

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی...

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی...

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری..

آنگاه که حتی گوشت را می بندی
تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی...

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری...

می خواهم بدانم ؛

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

[ جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 20:34 ] [ ... ] [ ]


ما....

ما نسل بوسه هاى خیابانى هستیم


نسل خوابیدن با اس ام اس


نسل درد و دل با غریبه هاى مجازى


نسل جمله هاى کوروش و دکتر شریعتى


نسل کادوهاى یواشکى


نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس


نسل سوخته


نسل من ،نسل تو…


یادمان باشد هنگامى که دوباره به جهنم رفتیم


بین عذاب هایمان مدام بگوییم


یادش بخیر، دنیاى ما هم همینطور بود!

[ جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 20:30 ] [ ... ] [ ]